ـ هربار هرکدومشون رو وارد بازی مشابه کردم همشون پاسخ یکسانی بهم دادند من مشتاق بودم وچشمانم می درخشید وآنها با گفتن یک جمله مرا به غمگین ترین بعد خودم می رسانند.

ـ هیچکدام نمی فهمند که چه چیزی را برمن تحمیل میکنند هیچ‌گاه هیچ کدام آنها مرا آنگونه که هستم ندید مرا آنگونه که خواست دید گاهی خسته میشوم از تلاش های بیهوده ومزخرف از بودن آدمهایی که حتیٰ ثانیه ای نخواستند مرا بشناسند.

ـ همین میل مرا برای ارتباطات بیشتر کم میکند باعث میشود حصار خودرا داشته باشم وبه احدی فکر نکنم همین ها اشتیاق مرا از من میگیرند همین ها مرا بی حس میکنند.

ـ مگر من چه قدر توان دارم؟ـ هیچ من درتلاشم که خرده دوستی های اینجارا نگه دارم ودیگر کسی را به عنوان دوست انتخاب نکنم آری باهمه خوب خواهم بود ارتباط خوبی خواهم داشت ولی چیزی که حال به آنها اجازه داده ام خیر.

ـ آری فاقد اهمیت شدند بهتر است.

به قول تکه های از یک کل منسجم: بهتر است هراز گاهی به خودمان یاداوری کنیم که از یک جایی به بعد من انتخاب کردم اینگونه مسیرم را در روابطم پیش ببرم وکسی مقصر نیست.