حالم به حالت فاجعه انگیزی بده رفتم به مود ۵،۶سال پیش وحالم اصلا خوب نیست.

نمیخوام حتی بنویسم که موقع نوشتن فکر هم بکنم فقط خستم همین!.

از همه چیزخستم از این لحظه ومکان ورشته وادماش بریدم وفقط ادامه میدم.

دربدترین شرایط روحی درسمو میخوندم ونمره ها سیلی میزنه توصورتم.

به هیچ چیز نمیهوام فکر کنم حتی،دیگه چندین وقته نمی تونم عمق قلبم رو احساسم رو به کسی نشون بدم من همینم من ناراحتیامو به کسی بروز نمیدم شاید بیانش کنم ولی زود جمعش میکنم.

حوصله ندارم برای کسی شرحش بدم.

مهم نیست دارم احساسمو از دست میدم نسبت به همه چیز سر شدم وبرام مهم نیست

میخواستم معدل الف بشم ولی امشب فکر کردم من این دانشگاه رو حای قبول ندارم معدل الف بودنش یعنی چی؟

دوست دارم مسکوت تر از این بشم وباشم!از واژه ها خستم