ـ میدونی اومدم از چارت درسیم بنویسم،از معرفت تا روش تحقیق ولی بعد یهو وقتی وبلاگ های به روز رو خواندم یهو "بومم یه چیزی بهم گفت این چه دغدغیه؟ یعنی الان دغدت اینه واقعاً؟ شک افتاد به جونم آره نمی دونم."

ـ نمی دونم باید بابت چی بنویسم،من زندگیم همیشه رو دور تکرار کارهای تکراری بوده از یه جا به بعد هم منم عادت کردم والان چندان برام مهم نیست فقط مهمه برام که بتونم تو هر روز یک کار مفید انجام بدم حالا هر چی . .

ـ مثلاً امروز باهرچقدر سختی بود نظریه های معرفت شناسی رو‌خوندم هرچند که نرسیدم فصل سه احساس رو بخونم اما خب می دونم که بازم خوبه خیلی خوبه.

ـ دارم به خودم یاد می دم که قرار نیست هر روز بی نقص بگذره فقط کافیه تلاش لازم رو داشته باشم شاید عادی بگذره ولی رو نظم باید بگذره تا حدی.

ـ حس میکنم هربار میگم سخت تر از این درس که نیست که یک سخت تر خودشو بهم نشون میده ویک لبخند بزرگ میزنه مهم نیست هرچند.هیچی.