شاید این آخرین ورق زدن های متوالی درس های آخر کتابامه کسی نمیداند شاید روزی پروانه ای به سمت تو آید خوشبختی دستی به سرت بکشد وبی دلیل لبخند بزنی شاید کسی نمیداند ولی من به تو میگویم تو با خنده زیباتری بگذار آخرین تصوری که هر لحظه از خودت در این کرۀ خاکی جا میگذاری به جز لبخند نباشد این سردی هوا واین بوی خوش قهوه وبودن کتاب وداشتن یه پلی لیست موسیقی دلخواه میتونه زندگیت رو بسازه بیا به خودت فکر کن به ذهنت ولبخندت به این که این لبها باید بخنده به این که گریه بهت نمیاد نه اینکه گریه عامل ضعیفی باشه نه چون تو قوی تر از تموم این حرفایی . . بخند نزار غم چیره بشه ،بهت قول میدم حداقل اینطوری یه روز شاد داشتی!خب؟خواستی بهتر بشی هم که آسمون همیشه بالاسرت هست اگه شب سیه مدام جابه جا میشه وتبدیل به روز سپید میشه پس روزای تو هم میگذره.
ماه زیبامون روهم یادت نره اون همیشه منتظرته :)!.